روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

398

شرح شطحيات ( فارسى )

240 فصل ( فى الشطحيّة 16 للحلّاج ) ( 720 ) حسين در شطح گويد كه « علم من نظر در آن برشد ، و فهم ( من ) دقيق شد نزد بشر « 5 » . من منم ، و نعت نيست . من منم ، و وصف نيست . نعوتم ناسوتيست . ناسوتم محو اوصاف روحانيست . حكم من آنست كه من پيش نفس من محجوب‌ام . حجاب من پيش كشف است . چون وقت كشف نزديك رسيد ، نعوت وصف محو شد ، من از نفس من منزّه‌ام . چون من نفس نيستم ، و نفس نيست ، من تجاوزام ، نه تجانس . ظهورام نه حلولم ، در هيكل جثمانى باديم . ازليّت را تعوّد نيست . غيب از احساس است ، خارج از قياس است . جنّه و ناس شناسند ، نه معرفتى به حقيقت وصف ، ليكن به قدر طاقت از معارف آن « قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ . » * « 13 » آن يكى مزاج خورد ، و آن يكى صرف . آن يكى شخص بيند ، و آن يكى را واحدى « 14 » ملاحظهء او به وصف محتجب « 15 » . و آن يكى متحيّر در اوديهء طلب . آن يكى در بحار تفكّر غرق . همه از حقيقت خارج‌اند ، همه قصد كردند و گمراه شدند . خواصّ برو راه يافتند ، برسيدند ، و محو شدند . ثابتشان

--> ( 5 ) علم من . . . نزد بشر SM : علومى تحل عن النظر و تدق فهومى عن البشر A ( 13 ) قَدْ عَلِمَ * . . . مَشْرَبَهُمْ * : سوره 2 ( البقرة ) آيهء 57 و سورهء 7 ( الاعراف ) آيه 160 ( 15 ) و آن يكى را . . . محتجب SM : و هذا يلحظ احدا و هذا يحتجب بوصفه A ( 14 ) واحدى M : واجدى S